يحيى دولت آبادى

232

حيات يحيى ( فارسى )

كتابخانه‌هاى طهران بدست ميآيد كه از بغل فرستاده سيد محمد يزدى افتاده و بيكى از مخدرات حرم شاهى تقريبا بمضمون ذيل نوشته عرض كنيد چنين‌وچنان كردم و از اقدامات خود بر ضد مجلس و مشروطه نتيجه گرفته از اين كاغذ معلوم مىشود كه سيد محمد بانجام اين گونه اقدامات مأموريت دارد كاغذ مزبور نزد احتشام السلطنه كه رئيس مجلس بود فرستاده شده و بعد از انفصال وى از رياست ميرزا جهانگير خان مدير صوراسرافيل ميرود آن را از احتشام السلطنه گرفته ضبط ميگردد بهرحال در عدليه ثابت مىشود كه اين خيانت مستند به سيد محمد يزدى است و اين يكى از نقشه‌هاى حوزه استبدادى است كه چون اين اعلانات نشر شد مجلسيان و مجلس متهم ببهائىگرى شوند و يكدسته از اشرار را اسلحه داده بودند بعد از انتشار اعلانات مزبور بريزند با مشروطه‌خواهان زدوخورد كنند بعنوان حمايت دين و مذهب و در ميانه چند نفر را كه علمدار مشروطه و طرف توجه ملتند كشته آنوقت دولت براى دفع مفسده دخالت نموده مجلس را بواسطه اتهام مجلسيان تعطيل نمايد نقشه مستبدين كشف ميگردد سيد محمد يزدى با آن ريش و عمامه و صورت تقدس كه دارد در عدليه محبوس و مغلول مىشود زنجير شدن سيد محمد و كشف شدن پلتيك مستبدين براى مجلسيان مفيد مىشود و از روى غرور تصور ميكنند هرچه نقشه استبدادى بر ضد مجلس و مجلسيان بود با سيد محمد يزدى زير زنجير رفت و ديگر در پس پرده چيزى نيست از طرف ديگر با وجود ثبوت خيانت سيد محمد يزدى روحانيان حتى طرفداران مشروطيت بمحبوس و مغلول بودن او رضايت نداده بر خود ميترسند اينست كه اندكى ريزه‌خوانى ميكنند ولى به جائى نميرسد دو روز بعد از زنجير شدن سيد محمد شبى قاضى قزوينى كه مردى مشروطه‌خواه و باغيرت است و در اطاق استنطاق عدليه عضويت دارد نزد نگارنده آمده كاغذى از سيد محمد نشان ميدهد كه خطاب بملت و مشروطه‌خواهان نوشته پاى آن را با مهر چهارگوشه كوچك خود مهر كرده بتقصير خود اعتراف نموده خواهش عفو كرده در ضمن نوشته است اگر مرا مرخص نمائيد مخارج يكصد نفر طفل مجانى را در يك مدرسه خواهم داد و خدمات ديگر هم بملت ميكنم قاضى ميپرسد آيا صلاح هست به جاهاى ديگر نشان بدهم